سلام ٬ روز ولادت امام سالکان٬ باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر(ع) بر شما مبارک باشه. جهت تبرک جستن از آن ساحت ملکوتی یک حکایت کوتاه اما بسیار زیبا و قابل استفاده براتون آوردم. جهت اطلاعات بیشتر از زندگی آن حضرت می تونید به سایت تبیان مراجعه کنید مطالب کامل و بسیار خوبی داره در آخر کلام به همین یک بیت بسنده می کنم که:
گدایان بر سر ره می نشینند کریمی بگذرد چیزی بگیرند
مردي كه تا عمر داشت پابرهنه ماند!

امام موسى كاظم عليه السلام و هدايت ِ"بُشر حافى"
روزى امام كاظم عليه السلام از كوچهاى در بغداد عبور مىكرد. به خانهاى رسيد كه صداى ساز و آواز و پايكوبى از آن به گوش مىرسيد و نشان مىداد كه اهل اين خانه در ناز و نعمت و هوا و هوس و خوشگذرانى غرقند.
در اين هنگام كنيزى براى ريختن خاكروبه از خانه بيرون آمد. امام كاظم عليه السلام از او پرسيد: آيا صاحب اين خانه آزاد است يا بنده؟ كنيز پاسخ داد: آزاد است. امام عليه السلام فرمود: راست گفتى، اگر بنده بود از مولاى خويش پروا مىكرد.
كنيز به درون خانه برگشت. بُشر (صاحب خانه) از او پرسيد: چرا در ريختن خاكروبه تأخير داشتى؟ كنيز جريان گفتگو با مرد غريب - امام كاظم عليه السلام- را براى او شرح داد. پيام امام عليه السلام، بُشر را به خود آورد و او را از خواب غفلت بيدار كرد و چنان تأثيرى در جان او نهاد كه بىاختيار از جا برخاست و بدون اين كه لباس و كفش خود را بپوشد در پى امام عليه السلام به راه افتاد و شتابان خود را به ايشان رساند و از امام عليهالسلام خواست كه آن كلمات دلنشين را دوباره براى او بيان كند.
امام عليه السلام سخنانى چند درباره دورىِ از گناه و رها كردن مظاهر فريبنده دنيا و دنياپرستى و نيز توجه به معنويات و عبادات با او گفت. بيانات امام، آبى سرد بر آهن گداخته بُشر بود، جان او را تكان داد و تغييرى در وى به وجود آورد، به طورى كه در محضر امام عليه السلام اظهار شرمندگى كرده و به دست آن حضرت توبه نمود و از آن زمان، به سلك عارفان پيوست و دنياپرستى را رها كرد و به بشر «حافى»(پابرهنه) معروف شد؛ زيرا هنگامى كه به دنبال امام دويد و به دست امام هدايت يافت، پابرهنه بود و از آن پس تا آخر عمرش پابرهنه ماند.
منبع:
منتهى الآمال فى تاريخ النبىّ والآل، ج2، ص189.