تبليغاتX
هیئت مذهبی حضرت علی اصغر

 
            صفحه اصلی        |       عناوین مطالب        |       آرشیو وبلاگ        |       پست الکترونیک             
وصیت نامه امام حسین (ع)

وصیت نامه امام حسین (ع)

امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد.

.

 

بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصي به الحسين بن علي إلي أخيه محمد بن الحنفية إن الحسين يشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتية لاريب فيها و أن الله يبعث من في القبور و أني لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح في امة جدي(صلي الله عليه و آله ) أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسير بسيرة جدي و أبي علي بن أبي طالب فمن قبلني يقبول الحق فالله أولي بالحق و من رد علي هذا أصبر حتي يقضي الله بيني و بين القوم و هو خيرالحاکمين، و هذه وصيتي إليک يا أخي! و ما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت و إليه أنيب.

امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد:

\" بسم الله الرحمن الرحيم...؛ اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق( اسلام) را از سوي خدا( براي جهانيان) آورده است و شهادت مي دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود.\"

امام در وصيت نامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
\" من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب(ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد( و از من پيروي کند) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند( و از من پيروي نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست، بر او توکل مي کنم و برگشتم به سوي اوست.\"

 

انگيزه هاي قيام حسين(ع)

امام(ع) در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان کرد و اکنون به هنگام حرکت از مدينه در وصيت نامه خود به انگيزه ديگر يا به علت اصلي قيام خود، يعني امر به معروف و نهي از منکر و مبارزه با مفاسد وسيع و مسائل ضداسلامي و ضدانساني حکومت يزيدي و اموي، اشاره مي کند و مي فرمايد:
اگر آنان از من تقاضاي بيعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست که با سکوت آنان در موضوع بيعت، من نيز سکوت اختيار کنم؛ بلکه وجود يزيد و خاندان وي موجب پيدايش ستم و گسترش فساد گشته است . و من براي امربه معروف و نهي از منکر و احياي قانون جدم رسول خدا(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علي(ع) و بسط عدل و داد به پاخيزم و ريشه اين نابه ساماني ها، يعني خاندان بني اميه را قلع و قمع نمايم و همه جهانيان بدانند که حسين جاه طلب، طالب مقام و ثروت، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه آخر در روح حسين(ع) متجلي و متبلور بود.

منبع : سخنان حسين بن علي عليه لسلام از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 54

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
تشرف حاج على بغدادى

تشرف حاج على بغدادى

.

حاج على بغدادى ايده اللّه تعالى مىگويد: هـشتاد تومان سهم امام به ذمه‌ام آمد.

به نجف اشرف رفتم و بيست تومان آن را به جناب شيخ مـرتـضى انصارى اعلى اللّه مقامه و بيست تومان به جناب شيخ محمدحسين مجتهد كاظمينى و بيست تومان به جناب شيخ محمدحسن شروقى دادم و بيست تومان هم به ذمه‌ام باقى ماند و قصد داشتم در مراجعت، آنها را به جناب شيخ محمدحسن كاظمينى آل ياسين، پرداخت كنم .

وقتى به بـغـداد بـرگـشـتم، دوست داشتم در اداى آنچه به ذمه‌ام باقى بود، عجله كنم .

روز پنج شنبه به زيارت كاظمين مشرف شدم .

پس از زيارت، خدمت جناب شيخ سلمه اللّه رسيدم و مقدارى از آن بـيـسـت تومان را دادم و وعده كردم كه باقى را بعد از فروش بعضى از اجناس به تدريج، طبق حواله ايشان پرداخت كنم و عصر آن روز تصميم به مراجعت گرفتم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
تشرف حجة الاسلام آقا نجفى اصفهانى

تشرف حجة الاسلام آقا نجفى اصفهانى

.

 

مرحوم حجة الاسلام، آقا نجفى اصفهانى در كتاب خود مرقوم فرموده است: مـرتـبـه اول كـه بـه محضر مولايم مشرف شدم اين بود كه در كشتى نشسته بودم .

ديدم شخصى آهسته بر روى آب دريا راه مىرود و امواج دريا را همچون زمين هموار مىپيمايد.

در اثناء مشاهده ايـن امـر عـجـيـب، به خاطرم رسيد كه شايد اين بزرگوار حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالى فرجه الشريف باشد.

به مجرد خطور اين مطلب به ذهنم آن بزرگوار ناپديد شد.

مـرتـبـه بـعدى تشرفم اين بود كه شبى بعد از اداء فريضه و نوافل، از مسجدالحرام به سمت منزل مـىرفتم. در بين راه كه خالى از رفت و آمد بود، بزرگوارى خود را به من نشان دادند و فرمودند: شـيـخ مـحـمـدتـقى انت فقيه اصفهان (تو فقيه و عالم اصفهانى‌ها هستى).

از استماع اين سخن روح افـزا جانم تازه و شاديم بى اندازه گشت، ولى در حيرت ماندم كه در اين شب تار، اين غريب از شهر و ديار، كه را مىشناسد و چه كسى نام و حال مرا مىداند.

و متعجب بودم كه ايشان از كجا علم و موقعيت مرا مىداند! در دل خيال كردم كه شايد حضرت ولى عصر و ناموس دهر عجل اللّه تعالى فـرجـه الـشـريـف بـوده بـاشـد، چون نظر كردم هيچ كس را نديدم .

پس دانستم كه بيش از اين، قابليت تشرف به خدمت آن سرور را نداشته‌ام.

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مىباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
آشنايي با مهدي موعود

آشنايي با مهدي موعود

.

 كيفيت تولد حضرت

آفتاب وجود دوازدهمين پيشواي ولايت در آسمان وجود بشريت در نيمه شعبان سال 255 هجري بر جهانيان پرتو افكند. در اين تاريخ هيچ اختلافي نيست و كليه علماي فريقَين (شيعه و سني) اتفاق نظر دارند. او هم‌نام رسول اكرم(ص) و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. حضرت حكيمه خاتون- دختر امام محمدتقي (ع) وعمه امام حسن عسگري(ع) مي گويد:

در روز پنجشنبه- نيمه شعبان- به منزل برادرزاده‌ام حضرت حسن بن علي العسگري(ع) رفتم. چون قصد مراجعت نمودم‏، حضرت فرمود: اي عمه، امشب را نزد ما باش كه در اين شب فرزند گرامي‌اي متولد مي شود كه حق تعالي به او زنده مي گرداند زمين را به علم و ايمان و هدايت، بعد از آنكه مرده باشد به شيوع كفر و ضلالت.

گفتم: اي سيد من، مولود از كه به هم مي رسد. فرمود: از نرجس. پس برخاستم پشت و شكم نرجس را ملاحظه كردم، هيچگونه اثري از حمل،در او نديدم. در حالِ حيرت بودم كه حضرت فرمود: اي عمه، صبح اثر حمل او ظاهر مي شود، مَثَل او مَثل مادر موسي است. شب را تا نزديك صبح آنجا ماندم و اثري در نرجس خاتون نديدم. نزديك بود شكي در من پيدا شود كه ناگاه امام از حجره خود صدا زد: شك مكن، وقتش نزديك شده. ناگاه مقارن صبح صادق حالت اضطراب در نرجس ظاهر شد. او را در برگرفتم. امام دستور فرمود: سوره قدر را بر او بخوانم. شروع كردم به خواندن سوره قدر. در آن حال شنيدم كه آن طفل در شكم مادر در خواندن سوره با من همراهي مي كرد. من از اين واقعه ترسيدم. امام فرمود: اي عمه تعجب مكن از قدرت باري تعالي كه طفلان ما را به حكمت گويا مي كند. در اين موقع بين من و نرجس خاتون پرده‌هايي حايل شد كه ديگر او را نمي ديدم. فرياد كنان نزد امام دويدم. حضرت فرمود: اي عمه، برگرد كه او را در جاي خود خواهي ديد. چون برگشتم پرده برداشته شده بود و در نرجس نوري مشاهده كردم كه ديده‌ام را خيره كرد و حضرت صاحب را ديدم- رو به قبله- به سجده افتاده، بعد انگشت سبابه را به آسمان بلند كرده و مي گويد: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اللهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَ اَنَّ جَدي رَسولَ اللهِ وَ اَنَّ اَبِي اَميرَالمُؤمِنينَ وَصيُ رَسولِ اللهِ» و بعد يك يك امامان را شمرد تا به خودش رسيد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
جوهره ی مهدویت

جوهره ی مهدویت

 

انديشه منجي موعود در اسلام، که از آن با عنوان مهدويت ياد مي شود؛ آموزه‌اي مرکب (غير بسيط)، ذو ابعاد و چند لايه است. شايد بي راه نباشد اگر اين آموزه را به مثابه نظام ديني‌اي برخوردار از ابعاد الهياتي، کيهان شناختي، انسان شناختي، آخرت شناختي و به ويژه نجات شناختي بدانيم. با اين ملاحظه که مهدويت را نمي توان و نبايد نظام ديني‌اي مستقل از اسلام در نظر گرفت.

پرسشي که - به ويژه در دهه هاي اخير- ذهن برخي پژوهندگان اديان را در بررسي نظام هاي ديني به خود معطوف داشته؛ پرسشي پديدارشناسانه است که مي خواهد از پس ابعاد و لايه هاي اين گونه نظام ها، آن امر جوهري و لايتغير را کشف کند.(1) پديدارشناسان دين اين کار را درباره بسياري از نظام هاي ديني روا داشته اند. اما نگارنده اين سطور بر موردي آگاهي نيافته است که چنين پرسشي را در باب مهدويت يا حتي مطلق موعود باوري در انداخته و جستاري در باب جوهره انديشه مهدويت پي ريخته باشند. در حالي که اگر حقيقت پيش گفته در باب ابعاد گوناگون و لايه هاي چند گانه انديشه مهدويت را پذيرفته باشيم؛ کاملاً رواست که بخواهيم بدانيم جوهره اصلي و اصيل اين آموزه چيست و وجوه فرعي آن از امر جوهري و بنيادين اش چگونه بازشناخته مي شود.

پيش از ورود به چنين تحقيقي، دو نکته درباره مهدويت در خور توجه است. نخست اينکه، اين انديشه مصداقي از انديشه‌اي فرامذهبي و فرامليتي است که با عنوان‌هايي همچون انديشه‌ي منجي موعود، موعود باوري، منجي باوري و احياناً عناوين خاص تري مانند هزاره گرايي (MILLENIALISM) و مسيح باوري (MESSIANISM) شناخته مي شود که بجز مهدويت مصاديق گوناگون ديگري نيز دارد. براي بازشناخت جوهره مهدويت، مي توان از همين تنوع انديشه هاي موعودي در جهان بهره جست. اين جستار خواهد کوشيد با ارائه تنوعات جوهري اين انديشه در جهان، جايگاه مهدويت را در اين جغرافيا معلوم کند.

نکته دوم اينکه، آموزه ي مهدويت در اسلام تنها يک تقرير ندارد، بلکه مذاهب و مکتب هاي مختلف اسلامي به تبيين هاي مختلفي از اين آموزه پرداخته اند.(2) اما از آنجا که آموزه مهدويت در ميان مذاهب اسلامي در شيعه اثني عشري از همه پوياتر، سرزنده تر و پردامنه تر است؛ در بحث از جوهره ي مهدويت نظر خويش را به مهدويت از ديدگاه شيعه اثني عشري محدود مي داريم و جوهره انديشه منجي موعود در اين مذهب را به مثابه نماينده اي برجسته از موعود باوري اسلامي باز مي خوانيم.

به اين ترتيب وقتي از جوهره مهدويت سخن مي گوئيم؛ برآنيم که انديشه منجي موعود در تشيع امامي اثني عشري را با رويکردي پديدارشناسانه چنان بكاويم که جوهره اصلي و اصيل آن، يا به تعبيري لُبّ لُباب اين آموزه را، از وجوه و ابعاد فرعي تر و عارضي اش بازشناسيم. اما از آنجا که اين امر با نيم نگاهي به گونه هاي مختلف از موعودباوري در جهان، بهتر برآيد؛ پيش از هر چيز از باب مقدمه، مروري خواهيم داشت بر گونه‌هاي موعودباوري در جهان، تا شايد از اين تناظر بهتر بتوان ويژگي ماهوي مهدويت را گمانه زد.

علي موحديان عطار(3)


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
هر کس با خدا بود خدا نیز با اوست ...

ما کان الله کان الله له

هر کس با خدا بود خدا نیز با اوست

بیایید این ذکر را همیشه در دل و ذهنمان تکرار کنیم تا هیچگاه احساس تنهایی نکنیم ... ان شاء الله

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 دی1385ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      

قابل توجه علاقه مندان به مطالب پیرامون غیبت و امام زمان(عج)

دو منبع معتبر حهت شناخت بیشتر آقا امام زمان (عج) :

 

مرکز اطلاع رسانی امام مهدی ( ارواحنا فداه )

 

شبکه اطلاع رسانی حضرت مهدی (علیه السلام )

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
راه بهره‏مند شدن از آن حضرت در زمان غيبت

راه بهره‏مند شدن از آن حضرت در زمان غيبت

هر چند امام زمان‏عليه‏السلام غايب از انظار است، و اين غيبت موجب محروم شدن امت از قسمتى از بركات وجود آن حضرت است كه متوقف بر ظهور است، ولى قسمتى از فيوضات، وابسته به ظهور نيست.

او همچون آفتابى است كه ابر غيبت نمى‏تواند مانع تأثير اشعه وجود او در قلوب پاكيزه شود، مانند اشعه خورشيد كه در اعماق زمين جواهر نفيسه را مى‏پروراند، و حجاب ضخيم سنگ و خاك مانع استفاده آن گوهر از آفتاب نمى‏شود.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
عقيده به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از نظر اقوام و اديان

عقيده به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از نظر اقوام و اديان

انتظار ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى، و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، امرى فطرى و طبيعى است كه با ذات و وجود آدمى سر و كار داشته و با آفرينش هر انسانى همراه است و زمان و مكان نمى شناسد و به هيچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.

از اين رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مايلند روزى فرا رسد كه جهان بشريّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأييد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات يابند و از نابسامانى و نا امنى و تيره روزى خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى  نايل آيند.

به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاى ضد انساني خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنيان خواهد نهاد _ سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهى در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايى داده اند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
ارزش استخاره

ارزش استخاره

قال امير المومنين عليه السلام

ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.


هر كه ( از خدا )خير طلب كند سرگردان نشود و كسى كه مشورت نمايد پشيمان نگردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 9:27 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
درس‌هايي از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع)

                               درس‌هايي از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع) براي خانواده‌ها

  

از ماجراي ازدواج حضرت علي‌عليه‌السلام و حضرت فاطمه‌عليهماالسلام نکات بسيار جالبي را مي‌آموزيم که اگر خواهان سعادتيم و پيروي راستين اسلام، بايستي تا مرز توان تلاش کنيم تا مراحل اول ازدواج بر مبناي صحيحي صورت گيرد، و دوم آنکه ساده‌ زيستي در تمام شوون زندگي جامعه و بخصوص ازدواج راه يابد، و گرنه قيد و بندهاي اجتماعي در امر ازدواج که بيشتر نشأت گرفته از فرهنگ غير اسلامي و يا ساخته و پرداخته ي ذهن‌هاي کوتاه مادي و اشرافي است چون غل و زنجير بر دست و پاي جوانان و والدين آنها مي‌افتد و هر روز اين غل و زنجير بزرگتر و سنگين‌تر مي‌شود، تا جايي که امکان هر نوع حرکت صحيحي را مي‌گيرد و حيات جامعه را به سوي نابودي مي‌کشاند، و بر فساد و نابساماني‌هاي رواني و مشکلات اخلاقي مي‌افزايد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
سيره عملي شهيدثاني در تهيه معاش

                               سيره عملي شهيدثاني در تهيه معاش

 

 

شهيدثانى با داشتن چنين مقام و شخصيت ‏برجسته علمى و فقهى، در تامين ‏پاره‏اى از ضروريات معاش شخصاً تلاش مى‏كرد. نوشته‏اند: وقتى هوا تاريك مى‏شد و شب فرا مى‏رسيد، الاغى را كه مركب سوارى او بود از خانه بيرون مى‏آورد و به خارج ‏شهر مى‏راند و هيزم فراهم مى‏آورد و بار بر آن مى‏نمود و بدين وسيله سوخت منزل را براى خانواده‏اش فراهم مى‏ساخت.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
مراتب خداشناسي

       مراتب خداشناسي

سوال:

چگونه ممكن است كه انسان محدود، به خداوند متعال كه نا محدود است علم پيدا كند؟

 

جواب:

محدود به اندازه‌ي خود به نا محدود علم پيدا مي‌كند، مانند دريچه‌اي كه به آن نور مي تابد و به اندازه خود نور مي‌گيرد.

برگرفته از كتاب: در محضر علامه طباطبايي

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط خادم الحسین