تبليغاتX
هیئت مذهبی حضرت علی اصغر

 
            صفحه اصلی        |       عناوین مطالب        |       آرشیو وبلاگ        |       پست الکترونیک             
نيم نگاهى به اسلام و دموكراسى

نيم نگاهى به اسلام و دموكراسى

 

دموكراسى و الگوهاى آن

اولين نكتهء لازم در تحليل نسبت اسلام و دموكراسى ، تبيين و روشن ساختن معناى دموكراسى است . معناى لغوى دموكراسى حكومت مردم است كه از تركيب دموس (DEMOS)به معناى «مردم» و كراتئين (KRATEIN) به معناى «حكومت كردن» به دست مى آيد. در اصطلاح نيز به حكومت مردم يا حكومت اكثريت تعريف و ترجمه مى شود. جامعه شناسان و فلاسفهء سياسى به اين تعريف اشكالاتى وارد كرده اند كه بايد در جاى خود بررسى شود.

.

به علاوه دموكراسى به اعتبارات مختلف ؛ مانند چگونگى مشاركت مردم (مستقيم وغيرمستقيم )، سير تاريخى (كلاسيك و معاصر) و هدف (ليبرال ، سوسياليستى ، نخبه گرايانه و روش يا ارزش ) به اقسام و الگوهاى مختلف تقسيم مى شودكه موجب صعوبت تعريف دموكراسى شده و تبيين مقصود خود از آن را ضرورى و لازم مى شمارد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
اذكار دينى و آموزش معارف- آية الله جوادي آملي

                               اذكار دينى و آموزش معارف- آية الله جوادي آملي

اذكار دينى افزون بر آن كه از انسان غفلت زدايى مى‌كند، معارف الهى را نيز آموزش مى‌دهد و ره توشه معرفتى مسافران به سوى خدا را فراهم مى‌كند، چنانكه ذكر شريف "لاحول ولا قوة الا بالله العلى العظيم" كه از گنجينه‌هاى عرشى است: "قال الله تعالى لنبيه صلى الله عليه و آله و سلم في ليلة المعراج: اعطيتك كلمتين من خزائن عرشي لاحول ولا قوة الا بالله ولا منجا منك الا اليك"(1) معناى بلند و فوايد فراوانى دارد؛ امام باقر سلام الله عليه در تفسير اين ذكر فرمودند: آن جا كه قدرتى را به جا صرف كرده و خدا را اطاعت كرده‌ايد، اين قدرت بر اطاعت از ناحيه خداست و آن جا كه معصيت نكرده‌ايد، در حقيقت، عنايت الهى بين شما و آن معصيت حائل شده است. پس لاحول ولا قوة الا بالله العلى العظيم يعنى: لا حول لنا عن معصية الله الا بعون الله ولا قوة لنا على طاعة الله الا بتوفيق الله عزوجل.(2) گاهى انسان را به گناه دعوت مى‌كنند، اما مانعى فرا راه او پديد مى‌آيد. او نمى‌داند راهى كه به آن دعوت شده است، راه گناه است و نيز نمى‌داند چرا راه بندان شد، اما بعد مى‌فهمد او را به مجلس گناه دعوت كرده بودند و اين راه بندان، همان حول الهى بود كه بين او و گناه حائل شد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
از زبان عاشقان ...

دانم كه نيم لايق ديدار جمالت

اما چه كنم با تو و با شوق وصالت

از صفحه دل خاطر تو محو نگردد

بيرون نرود از سر من فكرو خيالت

بيچاره بود آنكه به تو كار ندارد

هيهات از اين غفلت و اين سوز جهالت

تو باب خدا هستي و ما سائل اين باب

ما را به تو دادست خداوند حوالت


يا ابا صالح المهدي ادركنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
توسل به امام زمان (عج)

توسل به امام زمان (عج)

"شيخ طبرسى" صاحب "تفسير مجمع البيان" در كتاب "كنوز النجاح" (1) روايت كرده است از "احمدبن الدربى" از خدّامه ابى عبداللَّه "حسين‏بن محمد بزوفرى" كه او گفته است: از ناحيه مقدّسه حضرت صاحب الزمان - عليه الصلوة والسلام - توقيعى بيرون آمد كه اگر كسى را به سوى حق تعالى حاجتى باشد، بايد بعد از نصف شب جمعه غسل كند و به مكان نماز خود برود و دو ركعت نماز گزارد؛ در ركعت اول سوره حمد را بخواند و چون به "إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعين" مى‏رسد، صد مرتبه آن را تكرار نمايد و بعد از آن كه صد مرتبه تمام شود، بقيه سوره حمد را بخواند؛ پس از تمام شدن سوره حمد سوره "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدْ" را يك مرتبه بخواند و ركوع و دو سجده به جا آورد و "سبحان ربّي العظيم و بحمده" را هفت مرتبه در ركوع بگويد و "سبحان ربى الاعلى و بحمده" را در هر يك از دو سجده هفت مرتبه بگويد و بعد از آن ركعت دوم را نيز مانند ركعت اول به جاى آورد و بعد از تمام شدن نماز اين دعا را بخواند؛ پس خداوند حاجت او را - هر چه كه باشد - برآورده سازد مگر آن كه حاجت او در قطع كردن صله رحم باشد؛ دعا اين است:


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
تشرف على بن مهزيار اهوازى

تشرف على بن مهزيار اهوازى

جناب على بن مهزيار فرمود: بيست بار با قصد اين كه شايد به خدمت حضرت صاحب الامر (عج) برسم، به حج مشرف شدم، اما در هـيـچ كـدام از سفرها موفق نشدم .

تا آن كه شبى در رختخواب خود خوابيده بودم، ناگاه صدايى شنيدم كه كسى مى گفت: اى پسر مهزيار، امسال به حج برو كه امام خود را خواهى ديد.

شادان از خواب بيدار شدم و بقيه شب را به عبادت سپرى كردم .

صـبـحـگاهان، چند نفر رفيق راه پيدا كردم، و به اتفاق ايشان مهياى سفر شدم و پس از چندى به قـصـد حـج به راه افتاديم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
غفلت در عبادت – آية الله جوادي آملي

غفلت در عبادت آية الله جوادي آملي

از چيزهايى كه براى همه ما دردآور است و ما را رنج مى‌دهد، اين است كه ما در متن بهترين پايگاه اخلاق يعنى عبادات خود در فكر خارج آن هستيم! در متن عملى كه براى ما سازنده است متوجه امور ديگريم؛ مثلا انسان در نماز كه مناجات عبد با مولا و بهترين وسيله براى ندا و نجواى بنده با خداست، متوجه نيست كه چه مى‌گويد. او نه تنها از معارف نماز، آگاه نيست و نه تنها مفاهيم آن را در ذهن نمى‌گذراند بلكه به خارج از آن مى‌پردازد. گاهى انسان بر طبق شريعت نماز مى‌خواند، يعنى واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعايت مى‌كند، ولى حضور قلب ندارد اين نماز گرچه از نظر فقهى باطل نيست، ليكن از نظر اخلاقى و كلامى نمازى بى ‌اثر است. تامين حضور قلب در نماز، بسيار مشكل است. با اين كه هر نماز چند دقيقه، بيشتر طول نمى‌كشد، اين هنر در نمازگزار نيست كه موقع نماز خود را ضبط كند. اگر انسان همان چند دقيقه، خود را ضبط كند و بداند با چه كسى سخن مى‌گويد، بقيه امور او تامين است؛ اما چون در همان چند دقيقه، قدرت حضور و ضبط ندارد، ساير امور او هم ناكام است. نماز، صراط است و صراط با غفلت سالك نمى‌سازد؛ زيرا اگر انسان غفلت كند، از صراطى كه از مو باريك‌تر و از شمشير تيزتر است، سقوط مى‌كند: "و ان الذين لايؤمنون بالاخرة عن الصراط لناكبون"(1) غفلت زدگانى كه به آخرت ايمان ندارند تحقيقا از راه راست افتاده‌اند. البته تلازمى متقابل وجود دارد كه نماز درست، انسان را از زشتي‌ها باز مى‌دارد و اعمال زشت هم انسان را از انجام صحيح نماز و ساير عبادات باز مى‌دارد؛ كسى كه پيش از نماز، مواظب اعضا و جوارح خود يا حلال و حرام نباشد، در نماز هم توفيق حضور قلب نخواهد داشت و نمى‌داند با چه كسى سخن مى‌گويد در نتيجه جواب‌هايى را هم كه از او مى‌شنود، درك نمى‌كند. در اين صورت، بار فقهى چنين نمازگزارى به مقصد رسيده؛ در حالى كه بار كلامى و اخلاقى وى همچنان بر زمين مانده است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
جريان حصير کهنه شيخ انصارى (ره)

جريان حصير کهنه شيخ انصارى (ره)

حدود صد و پنجاه ‏سال از وفات شيخ اعظم استاد المتاخرين شيخ مرتضى انصارى (م 1281 ق) مى‏گذرد . «در طول اين مدت تمام افكارى كه در مجامع علمى و حوزه‏هاى شيعه مطرح و مدار بحث ‏بوده، يا سخنان شيخ بوده و يا از سخنان ايشان الهام گرفته است.‏» (1)

يكى از صاحب منصبان قاجار كه در سفر خود به نجف اشرف با شيخ انصارى ديدار كرده، او را چنين وصف مى‏كند:

امروز را هم به ديدن شيخ مرتضى انصارى رفتم. در منزل او حصيرى كهنه بود كه به هيچ جا نمى‏اندازند؛ احدى از فقرا مصرف نمى‏كند. مى‏گفتند: عيالش هم آن را مصرف نمى‏كند. خوراك شبانه روز آنها نان خالى است . با اين كه از اطراف مبالغ خطير به نزد او مى‏آورند، قبول نمى‏كند. مرجع عالم است از بلاد و ممالك مردم به در خانه‏اش ريخته‌اند. بعضى، مسائل مى‏پرسند و برخى، فتوا مى‏خواهند. به توسط سيدى كه معتبر و معتمد بود به خدمتش شرفياب شدم، سوالهايي نوشته‏ بودم، يك‏يك جواب دادند. همين كه تمام شد برخاست. خيلى مرد بزرگوارى است. دقيقه‏اى عمر خود را تلف نمى‏كند. يا تاليف و يا مطالعه [مى‏كند] و يا نماز مى‏خواند. (2)


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
مرحوم آيت الله العظمی ميرزا جواد تبريزی به روايت تصاوير

جهت دیدن بقیه تصاویر بر روی لینک ( ادامه مطلب ) کلیک کنید ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
زندگينامه سراسر افتخار مرجع عاليقدر شيعه آيت الله العظمی تبريزی به روایت شاگردان

زندگينامه سراسر افتخار مرجع عاليقدر شيعه آيت الله العظمی تبريزی به روایت شاگردان

اين نوشتار كوتاه، مختصرى است از زندگانى پربار استادى عاليقدر كه بر مسند افتاء و مرجعيت نشست و با استمداد از الطاف لايزال الهى و توجهات مولايش امام عصر (عج) در صدد استمرار بخشيدن به راه گذشتگانى همچون شيخ اعظم انصارى و نائينى و كمپانى (رحمهم الله) و... و استحكام پايه هاى دين حنيف نبوى (ص) بود .

 اميد آنكه پاسخى باشد براى علاقمندان كنجكاوى كه در پى آشنائى با اين ستاره درخشان علم و عمل هستند. شایان ذكر است كه اين نوشتار به قلم برخى از شاگردان استاد به نگارش درآمده است و خود معظم له هيچگاه، حاضر به تهيه زندگينامه  نشدند و در مقابل اصرار دوستان، مقاومت ورزيدند


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
زندگي‌نامه آيت الله ميرزا جواد تبريزي

زندگي‌نامه آيت الله ميرزا جواد تبريزي

 

آيت الله شيخ جواد تبريزي در سال 1305 شمسي در شهرستان تبريز در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشودند.

*تحصيلات ابتدايي

*تحصيلات عالي

*سوابق و محل تدريس

*تأليفات

                              ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
پيام تسليت مقام معظم رهبر در رحلت آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي

 

پيام تسليت مقام معظم رهبر در رحلت آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي

در پي درگذشت عالم رباني و فقيه عالي مقام، آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي، آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر انقلاب، پيام تسليتي صادر فرمودند.

به گزارش مهر، متن پيام تسليت رهبر انقلاب بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون

با تأسف و تأثر فراوان اطلاع يافتيم که عالم رباني و فقيه عالي‌مقام آيت‌الله آقاي حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي ـ رحمة‌الله عليه ـ دار فاني را وداع گفته و حوزه‌هاي علميه را سوگوار ساخته است.

ايشان از مراجع معظم تقليد و از برجسته‌ترين اساتيد حوزه علميه قم بودند و در طول ده‌ها سال، جمع کثيري از فضلا و طلاب علوم ديني از افادات و تحقيقات علمي اين فقيه و اصولي ـ عاليقدر بهره‌مند گشتند. تقوي و پارسايي اين مرد بزرگ در کنار خلق و خوي مردمي و رعايت پدرانه‌اي که با شاگردان و ارادتمندان خويش به کار مي‌برد. ايشان را در ميان طلاب و جوانان و بسيجيان، شخصيتي محبوب ساخته و حضور ايشان در عرصه‌هاي گوناگون حماسه‌هاي انقلاب کرامت مضاعفي در اين وجود پربرکت پديد آورده بود.

مردم شريف قم هنوز سيماي با وقار ايشان در تشييع پيکرهاي مقدس شهيدان دوران دفاع مقدس را فراموش نکرده‌اند. درگذشت اين عالم عامل و اين شخصيت علمي برجسته براي حوزه هاي علميه خسارتي بزرگ است.

اينجانب رحلت آن بزرگوار را به مراجع معظم تقليد و علماي اعلام و حوزه‌هاي علميه و به عموم ملت ايران، به ويژه به شاگردان و ارادتمندان و مقلدان ايشان و نيز به بيت مکرم و آقازادگان محترمشان تسليت عرض مي‌کنم و از خداوند متعال مي‌خواهم که برترين پاداش صالحان را به ايشان عطا فرمايند.

سيد علي خامنه‌اي

30/آبان/ 1385

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین 
      
فضول و عقول- آية الله جوادي آملي

فضول و عقول- آية الله جوادي آملي

 

 

يكى از موانع مهم تهذيب نفس و سير و سلوك الى الله آن است كه ما همواره به بيرون از خود مى‌نگريم و از خود غافليم و در حقيقت فضول هستيم نه عقول؛ فرق فضول و عقول اين است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بيرون، ولى انسان فضول، همواره به بيرون از خود مى‌نگرد و اين، مشكل ماست كه شرحش در يكى از خطبه‌هاى مبسوط على عليه السلام كه هنگام قرائت آيه مباركه: يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم(1) ايراد فرمودند، آمده است. آن حضرت مى‌فرمايند: اى انسان چه چيز تو را بر گناه جرات داده و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و كدامين عامل تو را بر هلاكت خويشتن علاقه‌مند كرده است؟ مگر اين بيمارى تو بهبود نمى‌يابد و يا اين خوابت بيدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به ديگران رحم مى‌كنى، به خود رحم نمى‌كنى؟ تو كه هر گاه كسى را در آفتاب سوزان بيابى، بر او سايه مى‌افكنى و هر گاه بيمارى را ببينى كه سخت ناتوان گشته، از سر رحم بر او مى‌گريى، پس چه چيز تو را بر اين بيماريت شكيبايى بخشيده و بر اين مصائبت صبور ساخته و چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلى داده؟ در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست... اين خواب غفلتى كه چشمت را فرا گرفته، با بيدارى برطرف ساز... . كسى كه با داشتن چندين لباس، برهنه باشد و آنگاه برهنه‌اى را در رهگذر ببيند و به حال او اشك بريزد عاقل نيست. اميرالمؤمنين عليه السلام در اين خطبه پس از تبيين مثل به ممثل پرداخته، مى‌فرمايد: اگر نقصى را در ديگران يا غفلتى را از ديگران مشاهده كنيم، متاثر شده رنج مى‌بريم، اما هرگز به درون خود سر نمى‌زنيم كه آيا ما هم گرفتار اين غفلت و گناه هستيم يا نه: يا ايها الانسان ما جراك على ذنبك و ما غرك بربك و ما انسك بهلكة نفسك؟ اما من دائك بلول، ام ليس من نومتك يقظة؟ اما ترحم من نفسك ما ترحم من غيرك...؟(2) فضول كسى است كه كار زايد مى‌كند؛ ولى اگر عقل حاكم باشد و انسان خود را اصلاح كند، اصلاح ديگران، جزو حسن خلق مى‌شود.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط خادم الحسین